چگونه می توان خلأهای زندانیان را پر کرد تا کمتر از طریق همنشینی و مجالست راه های آموزش جرم را به یکدیگر گوشزد کنند؟
محققان به بررسی و تحقیق می پردازند، راهکارها را ارائه
می دهند و مدیران رده بالا، طرح ها و برنامه های علمی ارائه می دهند، با تمام این تفاسیر آیا مسؤولان توانسته اند به عنوان یک مجرم یک روز را با آنان زندگی کنند و آیا توانسته اند محیط را لمس کنند؟
اگر یافته های علمی مدیران و محققان در کنار صحبت ها و راهکارهای زندانیان قرار بگیرد می توان برنامه های کاربردی تری داشت؟
باید در نظر داشت فرد خاطی فردی است مطرود از جامعه، نالایق و نابهنجار و گاهی خطرناک.
هر چند او یک فرد رده پایین در زندان است و نقشش فرمانبرداری است ولی نباید از نظر دور داشت که او انسان است و شهروند و حق مسلم اظهار نظر را در ارتباط با مکان زندگی خود داراست.
افراد با ورود به زندان وارد یک شبکه از ارتباطات اجتماعی می شوند و برای ادامه بقای خود در گروه های قدرت که در زندان تشکیل می شود وارد می شوند. آنچه انسان ها را دور هم نگاه می دارد مجموعه ای از ایده های مشترک است که این ایده های مشترک را می توان در افرادی که مرتکب جرم شده اند مشاهده کرد.
زندانیان با هرجرم و سابقه ای به نوعی افرادی مطرود از جامعه و معارض با قانونند و هرچه همنشینی با افراد معارض با قانون بیشتر باشد ارتکاب به جرم هم در آن شخص بالاست. به عبارتی افراد وقتی درون گروه هایی مستقر شدند، می توانند به جرائم حرفه ای تر تشویق شوند. همچنین گفته شد قسمت اعظم این آموزش ها می تواند در درون گروه های صمیمی صورت بگیرد و آموزش جرائم جدیدتر هم در برنامه این گروه ها وجود داشته باشد زیرا بر اساس نظریه «ساترلند» رفتار مجرمانه، آموختنی است.
نظریه «ساترلند» می گوید: افراد با درجات مختلف جرم در کنار یکدیگر قرار می گیرند و در واقع ناخواسته زمینه های آموزش ارتکاب جرم و تبادل اطلاعات بزهکارانه فراهم می شود.
با توجه به شبکه ها و پیوندهای موجود که گاه به صورت دوتایی، سه تایی یا بیشتر هم هست، می توان گفت: تکرار جرم، محکومیت به زندان، سابقه دار بودن، طول مدت زندان و شدت ارتباطات در بیرون و داخل زندان هر کدام بر آموزش جرم تأثیرگذار هستند.
عوامل مؤثر در یادگیری جرم در زندان :
– تعداد دفعات ارتکاب جرم
– سابقه زندانی شدن فرد
– مقدار باقی مانده حبس
– وجود رابطه های عاطفی میان زندانیان
– وجود رابطه های گفتمانی میان زندانیان
– برچسب زدن روی یکدیگر در محیط زندان
– عضویت فرد در گروه های موجود در زندان
– وجود فرصت های رابطه ای در زندان
گفتنی است، روابط مبادله ای، حمایتی و گفتمانی اثرات ویژه ای دارند و این عوامل بیش از بقیه مورد تایید صاحب نظران است.
زندانیان از طریق مبادله پول، سیگار، پشتیبانی کردن یکدیگر در زندان و همنشینی و بحث و گفت وگو درباره مسائل مثبت و منفی با هم ارتباط شان را مستحکم تر می کنند.
اشكال ویژه و مؤثر زندان ها در یادگیری جرم:
– عدم وجود طبقه بندی از لحاظ میزان سابقه افراد زندانی
– عدم تقویت افراد خلاق، متخصص، مددکار، روانشناس و جامعه شناس
– عدم استخدام نیروی کافی و لازم در هر زندان
راه حل
ارتباطات زندانیان در زندان را نمی توان از بین برد اما
می توان به این ارتباطات جهت داد.
به همین ترتیب می توان گفت نمی توان یادگیری جرم در زندان را انکار کرد اما می توان آن را به حداقل رساند.
– با داشتن نیروی کافی مددکار و حضور مداوم مددکار در سلول ها و ایجاد و برقراری رابطه با زندانیان، آنها می توانند مقداری از خلأهای تنهایی خود را از بین ببرند.
– حضور مددکار در بحث های گروهی آنها و حتی ایجاد فضایی برای بحث های مثبت و منفی در میان زندانیان و جهت دادن به این بحث ها. در این بحث و جدل هاست که می توان تا حدودی به زمینه فکری زندانیان پی برد و به برنامه‌ریزی های صحیح‌تر رسید.
– در زندان ها باید در کنار مددکاری و مشاوره های فردی، کارهای گروهی و گروه درمانی را گسترش داد و حتی باید مددکاران زندان در داخل سلول ها هم حضور داشته باشند.
از دیگر مسائل موجود در زندان عدم فضای کافی و زندانی شدن افراد بدون توجه به سنگین بودن جرم، تکرار جرم و کیفیت و چگونگی ارتکاب جرم است.
– با تشکیل کلاس های بحث آزاد با حضور مددکار و روانشناس می توان به خلأهای روحی و دغدغه های ذهنی آنها پی برد و آنها را جهت داد.
– همچنین ارائه فیلم های خارجی و ایرانی در ارتباط با مسائل و آسیب های اجتماعی و نقد و بررسی موضوع فیلم و این قبیل برنامه ها کمک می کند ذهن زندانیان به مرور هدف دار و جهت دار شود و به مبادله های گفتمانی آنها سمت و سویی دهد، این امر جز با افزایش نیروی خلاق و با مهارت کافی مددکار، روانشناس، مشاور، جامعه شناس، کارشناسان علوم تربیتی و روان پزشکان میسر نیست.
– استفاده از مجازات های جایگزین حبس و کاهش جمعیت کیفری بویژه برای افرادی که برای نخستین بار محیط زندان را تجربه می کنند.
اصغر مارانی
تبیان

لزوم تدوین راهکار برای کاهش آسیب خانواده زندانی

وقتی جرمی اتفاق می افتد این تنها مجرم نیست که درگیر می شود و باید چند صباحی را پشت میله های زندان سپری کند.خانواده او هم درگیر می شوند و حالا باید کاسه چه کنم چه کنم دست بگیرند. هردو محکومند هر چند ناغافل و بر اثر بی دقتی مشکل گریبانشان را گرفته باشد.
کارشناسان می گویند مجازاتی که در کشورمان برای مجرمان در نظر گرفته می شود تنها شامل حال آنها نمی شود و همه اعضای خانواده مجرم را درگیر خود می کند و آنان را در معرض جدی انواع آسیب های اجتماعی قرار می دهد.
توجه به این مساله به ویژه در میان خانواده مجرمان جرایم غیرعمد بیش از پیش ضروری است.
در حبس ماندن زندانیان جرایم غیر عمد علاوه بر افزایش تراکم جمعیت زندانیان و تحمیل هزینه های بالای نگهداری آنها برای دولت و کشور زندگی خانواده زندانی را نیز مختل می کند.
همسر و فرزندان بخش قابل توجهی از این زندانیان بواسطه نبود سرپرست و نان آور در تنگناهای شدید مالی قرار
می گیرند و این موضوع باعث می شود در معرض انواع آسیب های اجتماعی قرار بگیرند.
این در حالی است که تعداد محکومان جرایم غیرعمد در میان زنان بیشتر شده است و بیش از نیمی از آنان فاقد هرگونه سابقه کیفری هستند و هیچ نهادی متولی نگهداری از فرزندان آنها نیست و این ادامه وضعیت موجب می شود آنها دچار مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شوند و آمار آسیبهای اجتماعی بیشتر از گذشته سیرصعودی داشته باشد.
تعیین مجازات های جایگزین برای برخی جرایم که بیشتر جنبه عمومی داشته و فاقد شاکی خصوصی است و یا جرایم غیرعمدی می تواند به شکل قابل ملاحظه ای از تعداد ساکنان زندان ها بکاهد.
به کارگیری برخی از زندانیان در فعالیت های عمرانی و عام المنفعه می تواند در کاهش هزینه های دولت موثر باشد و از بار اقتصادی که به خانواده آنها تحمیل می شود بکاهد. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای توسعه یافته کار اجباری به ویژه در حوزه خدمات شهری مجازاتی رایج برای جرایم مالی و غیرعمد است.
مجازاتی که باعث می شود از تعداد مجرمان در زندان کاسته شود. این تنها بخشی از اقداماتی است که کشورهای دیگر برای کاهش هزینه های آسیب های اجتماعی ناشی از حضور سرپرست خانواده در زندان ها به کار می برند.
اما آنگونه که پروفسور حسین باهر-جامعه شناس
می گوید راهکارهای دیگری نیز در این زمینه وجود دارد. این کارشناس علوم اجتماعی با اشاره به اینکه نمی توان از وقوع جرم حتی غیرعمدی کاست می گوید: «در کشورهای توسعه یافته تلاش می شود تا حد امکان از این مجرمان یا در خانه نگهداری شوند یا جرمشان قابل خرید باشد تا هم از هزینه دولت کاسته شود و هم خانواده بدون سرپرست نماند»
او یکی دیگر از راهکارهای کشورهای دیگر را در این زمینه بیمه می داند و ادامه می دهد: همانگونه که در کشور ما بیمه نظام سلامت وجود دارد لازم است به سلامت جامعه نیز مانند سلامت جسم توجه شود.
بیمه های اجتماعی و سرپرستی زندان اقدامی است که دولتها در این کشورهای توسعه یافته ایجاد کرده اند. اقدامی که در کاهش هزینه های آسیب اجتماعی بسیار تاثیر داشته است.
او اضافه می کند: جرم و آسیب اجتماعی دمل چرکین سرطانی است که باید برای آن راهکار درست اندیشید. همانگونه که برای درمان سرطان تمرکز بر روی سلول سرطانی است و نه همه سلول ها، عدالت ایجاب می کند وقتی کسی جرمی انجام داد تنها خودش مسوول گناهش باشد نه افرادی که تحت تکلفش هستند و هیچ تقصیری در این زمینه ندارند.

مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که به منظور ارتقای سطح ارتباطات، افزایش قدرت تصمیم‌گیری، تعامل با دیگران، یادگیری، مدیریت و درک خویش و کار کردن در گروه خود مورد استفاده قرار می‌گیرد.
یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی، مهارت خودآگاهی است. صاحب‌نظران خودآگاهی را شناختی که فرد نسبت به خود به دست می‌آورد، می‌دانند که این شناخت به دو طریق کسب می‌شود یکی از طریق مقایسه‌ای که فرد بین خود و اطرافیان انجام می‌دهد و دیگری از طریق بازخوردهایی که سایرین به فرد می‌دهند. به ‌این‌ ترتیب فرد به احساس خوبی دست پیدا می‌کند و خود را توانا، جذاب و دوست داشتنی می‌بیند. این توصیف که تداعی‌کننده توانایی‌های فرد است در روان‌شناسی خودآگاهی نامیده می‌شود.
توانایی‌هایی که لازمه دانستن خودآگاهی است، سه دسته است که شامل موارد ذیل می شود:
۱-توانایی‌های جسمی و فیزیکی
۲-توانایی‌های فکری و روحی
۳-توانایی‌های جسمی و روحی
انسان باید برای شناخت دقیق‌تر و بهتر خود، آگاهی‌هایش را در مورد شناخت توانایی‌های خود طبقه‌بندی کند.
مثلا بداند که شناخت علایق، خصوصیات، روحیات، احساسات، هیجانات، تفکرات و عواطف منوط به داشتن آگاهی دقیق از خصوصیات روحی و روانی و درونی خود است که همان شناخت فکر است و روان‌شناسان از آن فرآیند آگاهی داشتن از فکر به‌عنوان فراشناخت یاد می‌کنند.
همچنین شناخت توانایی‌های جسمانی منوط به شناخت خصایص و توانایی‌های بیرونی و فیزیکی او است. دیگران عامل مهمی برای شناساندن توانایی‌های انسان‌ها به خود فرد هستند. بنابراین می‌بینیم که مهارت خودآگاهی به این مساله اشاره دارد که افراد باید بتوانند تصویری واقعی از خود ارایه دهند و خودشان را تعریف کنند، ارزش‌های مورد قبول خود را بشناسند و بر خواسته‌ها، نیازها، تمایلات، ترس‌ها و هیجانات، عواطف، روحیات، مشخصات جسمانی و ویژگی‌های جنسیتی و خصایص مثبت و منفی خود واقف باشند. در حقیقت انسان‌ها به ‌وسیله نمادهایی خود را به اشخاص و دیگران معرفی می‌کنند. این نمادها می‌توانند کلامی و غیرکلامی باشند. زبان وسیله مهمی برای شناساندن خود به دیگران است اما این تنها وسیله برای شناسایی خود به دیگران نیست و انسان‌ها به طرق دیگری نیز خود را می‌شناسانند و آن طرق غیرکلامی است؛ مثلا بعضی از اشخاص لباس‌هایی می‌پوشند که وابستگی آنها را به گروهی خاص، اعتقادها و باورهای مورد قبول‌شان نشان می‌دهد. علاوه بر این افراد از نشانه‌های دیگری به ‌خصوصیات یکدیگر پی می‌برند.
مثلا از سرخ شدن فردی در جمع، پی می‌برند که وی خجالتی است یا از امتناع اشخاص از پرواز با هواپیما و عدم علاقه به کوهنوردی، می‌توان به ترس از ارتفاع در وجود آن اشخاص پی برد.
به‌طور خلاصه می‌توان گفت که مجموعه حالات چهره و رفتارهای غیرکلامی و عادات منحصربه‌فرد شخصی ما به دیگران هستند که سایرین نیز با بازخوردهایشان، ما را از وجود آنها آگاه می‌کنند و در نتیجه به رشد خودآگاهی ما کمک می‌کنند. افراد باید خود را بشناسند و به ارزش‌ها و توانایی‌های خود پی ببرند و آن را به دیگران بشناسانند. اکثر مکاتب الهی و تربیتی و دینی نیز افراد را به شناخت خود دعوت می‌کنند و از اینجا می‌توان دریافت که مهارت خودآگاهی جزو مهارت‌های مهم است. این مهارت ارتباط تنگاتنگی با اعتماد به نفس دارد چراکه اعتماد به نفس، اعتماد به خود و توانایی‌های خویشتن است.
آگاه بودن به توانایی‌های خود و نشان دادن آن به دیگران، اعتماد به نفس افراد را بالا می‌برد. مثلا فردی پس از آموختن موسیقی و پی بردن به استعداد خود در آن زمینه و ماهر شدن در آن، بیشتر از قبل خود را باور می‌کند و بر میزان اعتماد به نفس وی افزوده می‌شود، از طرفی وقتی اعتماد به نفسش بالا می‌رود می‌تواند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کند و در برقراری روابط اجتماعی موفق‌تر از گذشته عمل کند، از این منظر خودشناسی مقدمه ارتباط با دیگران است.
به‌طور خلاصه باید گفت که آگاهی افراد به حالات روحی‌ و کنترل هیجاناتشان کمک می‌کند و در نتیجه برای افراد سودمند است همان‌گونه که عدم آگاهی‌شان برای آنان مشکلات و تعارضاتی را به همراه دارد. آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود، داشتن تصویر واقع‌بینانه از خود، آگاهی از حقوق و مسوولیت‌های خود، توضیح ارزش‌ها، انگیزش برای شناخت، داشتن عزت‌نفس، لذت بردن از زندگی، برخورد مناسب با ناکامی‌ها و شکست‌ها، ارزشیابی موثر بودن اعمال خود، تشخیص نیازهای جسمی و روانی، علایق و نیازها و توصیف دیگران درباره خود از مصادیق و ابعاد خودآگاهی است.
http://ravanpedia.com

مشارکت شهروندان راهی برای کاهش آسیبهای اجتماعی

توجه مدیران به توسعه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و مشارکت مردم محله و مناطق مختلف در اداره جامعه راهکاری برای کاهش بسیاری از مشکلات اجتماعی و آسیب های وارده به جوانان است.
محله، رکنی بین خانواده و شهر است. محله فضای جغرافیایی خاصی دارد و هر خانواده نسبت به محل سکونت خود احساس خاصی مانند خانه ‌اش دارد. این احساس موجب می‌ شود تا هر کدام از ما به هنگام ورود به محدوده محله ‌مان، حس آشنایی را تجربه کنیم.
از سویی در دهه‌ های اخیر با رشد همه‌ جانبه شهر، کارشناسان نگران موضوعی به نام هویت شهر شدند که با گسترش محدوده‌ های شهری با چالشی جدی مواجه شده بود از همین رو کارشناسان توصیه کردند که تفکیک شهر به واحدهای کوچک یا همان محله و توسعه امر محله ‌محوری می تواند به احیای فرهنگ محله‌ ای کمک کند.
اهمیت آسیب های اجتماعی به گونه ای است که در زمینه کاهش و مقابله با آنها هیچ سازمانی به تنهایی نمی تواند اقدامات موفقیت آمیزی انجام دهد بنابراین همکاری و تعامل بین سازمانها و نهادهای مختلف برای کاهش آسیبهای اجتماعی در شهرها ضروری است.
شهرداری یکی از نهادهایی است که با استفاده از ظرفیتهای خود می تواند گامهای موثری در راه کاهش آسیبهای اجتماعی بر دارد به گونه ای که این سازمان به سبب برخورداری یا تاسیس فضاهای عمومی مانند بوستانها، ورزشگاه ها، فرهنگسراها و نظایر آن می تواند اوقات فراغت جوانان را به بهترین نحو ممکن پر کند و مانع از شکل گیری مسئله شود.
ایجاد فرهنگسرا اگرچه اقدام بسیار ارزنده ای است اما امکانات فرهنگی، آموزشی و ورزشی دربرخی از نقاط شهر باید رایگان باشد. در مناطق حاشیه ای مردم به لحاظ فقر اقتصادی نمی توانند فرزندان خود را در این مکانها ثبت نام کنند هرچند شهریه ها اندک و جزئی باشد.
سرای محله چه تاثیری می تواند در شهرها داشته باشد، ؟
به طور قطع تشکیل مجموعه ‌هایی با عنوان سرای محله در مناطق براساس ضوابط محله ‌ای می‌تواند مشارکت مردم در امور فرهنگی و اجتماعی را به همراه داشته باشد. اما برای اجرای این موضوع شهرداری به‌عنوان متولی اصلی اداره شهر، باید امکانات لازم را برای محقق شدن این امر مهیا کند.
اگر مدیریت این مجموعه های فرهنگی و اجتماعی به‌ خود مردم واگذار شود بسیار تاثیر‌گذار خواهد بود.
با توجه به اینکه راه اندازی این مکانها در تمام نقاط مختلف شهر نشان از توجه شهرداری به شهروندان و تامین نیازهای آنان خواهد داشت، خانه های فرهنگ، سراهای محله، فرهنگسراها و اماکن ورزشی تحت پوشش شهرداری همگی فضاهای مناسبی برای گفتگو و دادن اطلاعات مناسب به شهروندان در رده های سنی مختلف هستند که این امر با اطلاع رسانی مناسب می تواند ما را به هدف نزدیک کند .
توسعه فرهنگ، نیازمند هزینه و فعالیت
با توجه به اینکه هر محله با رویکردهای همان محله می تواند نسبت به برنامه ها اقدام کند و هیچ محدودیتی برای آنها در نظر گرفته نشود باید گفت ساخت بازارچه، پارکها ، زمینهای ورزشی محله ‌ای و مراکز فرهنگی از جمله پروژه‌ هایی است که می تواند به سرای محله واگذار شود
با ساخت سرای محله به عنوان یک فضای کالبدی به ساماندهی و توسعه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در سطح محلات شهر می تواند کمک کند و مدیریت محله را با هدف افزایش مشارکت ساکنان محله در تصمیم گیریهای شهری گسترش دهد.
این نکته‌ از اهداف اصلی شروع به کار سراهای محله است که هدف از راه‌ اندازی سرای محله را مشارکت شهروندان در امور مربوط به‌ خودشان و در نهایت واگذاری تصمیم ‌گیریهای محله به‌ خود آنها است .
باشگاه ورزشی، کتابخانه، برگزاری کلاسهای آموزشی، فرهنگی وهنری، راه اندازی خانه اسباب بازی ویژه کودکان، خانه سلامت، خانه کارآفرینی و … از جمله امکاناتی است که می تواند در سرای محله مهیا می شود.
تحول بزرگ در صورت بودن کمی اراده و پشتکار
فعالان اجتماعی بر این باور هستند که برای حل عمده مشکلات، تغییر رفتارهای مدیریتی و البته فرهنگ سازی مناسبترین راه توسعه و آبادانی است زیرا اعتقاد دارند موضوع رعایت حقوق شهروندی و پاسخ به نیاز شهروندان برای داشتن شهری توسعه یافته، ضروری است.
اما شهروند چه کسی است، به عقیده کارشناسان، در واقع شهروندی نه یک موقعیت منفعلانه بلکه یک موقعیت فعالانه است که به کمک مجموعه حقوق، وظایف و تعهداتش، راهی را برای توزیع و اداره عادلانه منابع از طریق تقسیم منافع و مسئولیتهای زندگی اجتماعی ارائه می کند.
بر مبنای این تعریف، شهروندان تنها افرادی از جامعه نیستند که چشم به اقدامات دوخته اند تا به حل مشکلات مختلف آنان بپردازد، فرهنگ را سر و سامان بدهد، معضلات اجتماعی را حل کند و مشکلات اقتصادی مردم را ریشه کن کند بلکه اجزایی از یک سیستم هستند که البته با در اختیار داشتن ابزار و لوازم مورد نیاز، هرکدام کارکرد مشخصی دارند و ایجاد سازمان و نظام در حوزه های مختلف خدمات شهری مستلزم کارکرد صحیح هر یک از این عناصر، البته در کنار سایر ارگانها و سازمانها است.
سرای محله فرصتی است برای شهروندان که کارکردهای خود را در این مجموعه به نمایش بگذارند و در کنار ارگانهای دولتی در توسعه پایدار شهر خود سهیم باشند.
احمد بافنده بیدگلی

انجمن حمایت از زندانیان با ایجاد مرکز کاهش آسیب در خانواده زندانیان از خیرین می خواهد در تامین هزینه های روان‌پزشکی، روان‌درمانی و ترک اعتیاد با هدف پیشگیری از آسیب و جرم در این خانواده ها مشارکت کنند

خبرگزاری مهر– گروه جامعه: زندان؛ آخرین راه برای جلوگیری و پیشگیری از جرم است که با قوانین ایران، محلی برای بازپروری و تربیت مجدد مجرمان برای بازگشت به جامعه تعریف شده است. اما وقتی یک سرپرست خانوار به دلیل جرمی وارد زندان می شود خانواده آن در چه وضعیتی قرار می گیرند؟ چه نهادی مسئول حمایت از خانواده زندانیان است؟ آیا بسته ویژه ای برای کنترل وضعیت روحی و روانی و پیشگیری از وقوع جرم در این خانواده ها تعریف شده است؟ این سوالات در حالی است که از ۱۰۰ هزار خانواده زندانی نیازمند در کشور ۴۰ هزار خانواده تحت پوشش هیچ نهادی نیستند.

هرچند کمیته امداد متولی حمایت از خانواده زندانیان است اما انجمن های حمایت از زندانیان هم ده ها سال متولی این مهم بوده اند با این حال تمام این اقدامات تنها برای تامین مسکن یا معیشت خانواده زندانیان خلاصه شده و نهاد خاصی برای کاهش آسیب در این خانواده ها وارد نشده است.

آمارها و تحقیقات نشان می دهد ۷۰ درصد فرزندان هر زندانی در آمریکا وارد زندان می شوند و ۶۵ درصد زندانیان آزاد شده ۳ سال بعد دوباره به دلیلی به زندان باز می گردند هرچند آماری از این دست هنوز از سوی نهادهای مسئول در ایران گزارش نشده اما دکتر شهبازی کارشناس ارشد اعتیاد و برنده جایزه پائولوپرتیکا (این جایزه به افرادی که در حوزه سلامت زندانیان فعالیت کرده اند تعلق می گیرد) در گفتگو با مهر می گوید: خانواده های زندانیان در ایران تنها ۲ مشکل دارند، یکی مشکل مالی و دیگری معیشت و وقتی از آنها سوال می کنیم مشکل سوم هم دارید می گویند نه فقط همین ۲ مشکل باید رفع شود!

حالا دکتر شهبازی با همکاری انجمن حمایت زندانیان مرکز، اقدام به ایجاد مرکز مشاوره ای کردند تا کمی عمیق تر وارد موضوع کاهش آسیب های اجتماعی در میان خانواده زندانیان شوند.

مدیر مرکز درمان سوء مصرف مواد مهرآوین می گوید: اگر سلامت روان در یک خانواده زندانی اصلاح شود مشکل معیشت هم حل می شود و این یک رابطه علت و معلولی است. گاهی آسیب اجتماعی علت زندانی شدن فرد شده و گاهی هم زندانی شدن فرد، عامل آسیب اجتماعی می شود. حتی موقعیت جغرافیایی هم در این مهم تاثیرگذار است. تحقیقات نشان داده که موقعیت جغرافیایی و محل سکونت در افسردگی، اضطراب، خشونت و مشکلات روان‌پزشکی بسیار تاثیر گذاشته و حتی در وقوع جرم هم موثر است.

این کارشناس می گوید: گاهی یک خانواده زندانی به واسطه زندانی شدن همسر با جاهایی مرتبط می شود که جرم خیز است. مثلا برای رهایی همسر از زندان باید سراغ طلبکارها برود یا رضایت فرد شاکی را جلب کند. گاهی هم وقتی همسر بر اساس ارتباط با مواد مخدر به زندان می افتد، همسر و فرزند به دلیل ارتباط با دوستان مجرم وی، در معرض خطر هستند.

شهبازی در ادامه با بیان اینکه در این خصوص مقرر شده است، از میان خانواده زندانیان برخی به عنوان پرسشگر انتخاب شوند، گفت: این افراد در محل انتظار ملاقات زندانیان حضور داشته و با خانواده زندانیان مرتبط می شوند و تلاش می کنند با استخراج مشکلات، آنها را با مددکار زندان مرتبط کنند و مددکار هم بعد از مصاحبه آنها را به مراکز مشاوره و یا انجمن ارجاع می دهد. به عنوان مثال مادری مراجعه کرد و گفت «فرزند بزرگم مشکلاتی دارد و نمی خواهم این جرم و آسیب به فرزند دیگرم منتقل شود و اینجا ما وارد کاهش آسیب می شویم».

شهبازی با بیان اینکه مرکز مهرآوین در خیابان ۱۷ شهریور ایجاد شده و با همکاری انجمن حمایت زندانیان مرکز کارخود را آغاز کرده است، گفت: ابتدای راه هستیم و حدود ۱۴۰ پرونده را تشکیل داده و مشاوره دادیم. پرخاشگری کودکان زیر ۵ سال در خانواده زندانیان، اعتیاد، ارتباط مادر با فرزندان، تحصیل و اشتغال بخشی از مشکلات است که در طول مشاوره تمام جزئیات در پرونده خانواده زندانی ثبت می شود. هدف مرکز فقط و فقط ارتقای سلامت روان خانواده زندانی است و تمامی مراحل رایگان انجام می شود و حتی وضعیت خانواده زندانی را بعد از آزادی زندانی دنبال می کنیم.

هرچند بخش زیادی از این گفتگو در خصوص مشکلات خانواده های زندانیان قابل انتشار نیست اما توجه مسئولان به خانواده زندانیان لازم و ضروری است. در این میان از سوی پزشکان این مرکز و انجمن حمایت زندانیان از خیرین درخواست شد تا وارد این حوزه بسیار مهم شوند و با تامین هزینه های روانپزشکی، روان‌درمانی، پزشکی و حتی ترک اعتیاد این مرکز را حمایت کنند.

جايگزين هاي مجازات زندان

اقدامات سالب آزادي در فرايند تحقيق وتعقيب ، رسيدگي و اجراي حكم كه بطور عمده شامل بازداشت در مرحله پيش از رسيدگي و زندان به عنوان كيفر قانوني جرم ارتكابي در مرحله پس ازرسيدگي و صدور حكم محكوميت مي شود هم مغاير حق آزاديست هم كيفر ناكارآمد وگاه جرم زاست. با وجود انتقادهاي فراواني كه برزندان وارد شده است همچنان مورد استفاده نظامهاي مختلف كيفري قرار مي گيرد. تا آنجا كه ممكن است بايد از زندان استفاده نشود و از آن به عنوان آخرين حربه و براي مجرمان خشن و خطرناك و بيشتر در جنايتهاي مهم استفاده نمود. جايگزينهاي زندان كه برخي سنتي و برخي جديد هستند خود از حيث شدت و نوع استفاده سلسله مراتبي دارند كه قضات كيفري برحسب حكم قانوني و با رعايت شرايط و اوضاع و احوال مجرم و نوع جرم ارتكابي ،آنها را مورد حكم قرار مي دهند . قانونگذاران كيفري در كشورهاي مختلف به روشهاي گوناگون از اين جايگزينها استفاده مي كنند. گاه خود قانونگذار اين تدابير را به عنوان جايگزينهاي مستقل لحاظ كرده و قضات را مكلف به استفاده ازآنها نموده است وگاه ضمن حفظ زندان به عنوان كيفر اصلي جرم ارتكابي اختيار انتخاب تدابير جايگزيني را به قاضي مي دهد .
برخي از جايگزينها در حقوق كيفري ايران بطور ناقص استفاده شده اند. بديهي است كه اقتباس اين جايگزينها و وارد كردن آنها در نظام كيفري نيازمند شناخت دقيق آن تدابير از سويي و شناخت وضع موجود و امكانات وتواناييهاي بالفعل و بالقوه در هر مورد است .
توسل به بازداشت موقت موجب افزايش جمعيت زندانها وتشديد بحران زندان
مي شود شرايط متهمي كه در بازداشت بسر ميبرد وخيم تر از فرد زنداني است كه كيفر حبس را تحمل مي كند. نامعلوم بودن مدت بازداشت، بهره مند نشدن از امكانات و امتيازات مانند زندانيان ديگر ، احتمال ناموجه يا غير قانوني بودن بازداشت وسرانجام، نامعلوم بودن وضعيت آنها از اين جمله اند. در صورت ضرورت ابتدا بايد از قرارهاي ديگر كه مناسبتر مي باشد استفاده كرد و سرانجام اگر قرارهاي جانشين شرايط مورد نياز را فراهم نكرد توسل به قرار بازداشت موقت با رعايت تمامي شرايط بلا مانع ميباشد . مقررات موجود در حقوق كيفري ايران بويژه قانون آيين دادرسي كيفري اشكالات فراواني دارد كه بايد رفع شوند. وجود قرارهاي بازداشت موقت اجباري ، نامعلوم بودن مدت بازداشت و طولاني شدن آنها و محدود بودن قرارهاي جانشيني وعدم امكان جبران خسارت از بازداشت شدگان از جمله معايب بزرگ بازداشت موقت مي باشند.
تعويق تعقيب : در كنار اصل قانوني بودن تعقيب قاعده ديگري به نام« اقتضا تعقيب»، اجازه تعقيب نكردن متهم را با وجود شرايطي به دادستان داده است. در بايگاني كردن پرونده در واقع دادستان تعقيب را به تعويق مي اندازد و مراتب را به آگاهي بزه ديده مي رساند. دادستان مي تواند هر وقت ضرورت داشته باشد مادام كه موضوع مشمول مرور زمان نشده است پرونده را به بازپرسي احاله كرده و يا به دادگاه بفرستد. روش مذكور اين امكان را براي دادستان فراهم مي كند كه با توسل به جايگزيهاي تعقيب يك راه حل قضايي مناسب را بدست آورد .
ميانجيگري يا مصالحه بيرون از دادگاه براين ديدگاه استوار است كه تقابلي كه بر اثر رفتار مجرمانه ميان مجرم وبزه ديده ايجاد شده است با وساطت يك ميانجيگر برطرف شود. اين روش نه تنها به جبران خسارت مادي و معنوي منجر مي شود بلكه اغلب اوقات رفع يا كاهش دشمني و نزديك كردن متهم و بزه ديده را نيز در پي دارد. ارزيابي هاي انجام شده كه ميانجيگري را تجربه كرده اند نشانگر اجرای موفقيت آميز آن است. با توجه به اينكه داوري درامور مدني در حقوق ايران پيشينه بسياري دارد و از سويي فرهنگ اجتماعي ايران و شرايط حاكم برآن آمادگي توسل به اين شيوه را واجد است و زمينه هاي فقهي وشرعي آن نيز موجوداست مي توان ميانجيگري را در امور كيفري بوي‍ژه درخصوص بزه هاي كودكان و جرائم كم اهميت بزرگسالان در شرايطي وارد حقوق كيفري ايران كرد .
آزادی مشروط: درآزادي مشروط مجرم پيش از اتمام مدت مجازات با شرايطي از زندان خارج مي شود. اين اهرم شامل آزادي تحت نظارت در اجتماع و امكان لغو آن در صورت نقض شرايط لازم در مدت آزاديست. مي توان گفت آنچه به عنوان آزادي مشروط در حقوق كيفري ايران شناخته شده و اجرا مي شود اقتباسي ناقص از آن چيزيست كه در كشورها وجود دارد. هر چند در قانون مجازات اسلامي شرايطي براي اعطاي آزادي مشروط پيش بيني شده است سازمان يا نهادهايي براي نظارت براجراي اين شرايط و رفتار مجرم پس از آزادي وجود ندارد و به اين علت امكان ارزيابي دقيق نتايج بدست آمده ازاجراي آن ممكن نيست ولي بي شك مي توان گفت كه چنين اهرمي كه از عنصر ذاتي خود يعني نظارت بي بهره است نمي تواند هدفهاي اصلي خود را تحقق بخشد.
تعليق مراقبتي به عنوان يكي از روشهاي سنتي جايگزين كه در كشورهاي مختلف اجرا شده مجازات محكوم عليه براي مدت معين و با شرايطي كه در قانون معين شده است تعليق مي شود و محكوم عليه در مدت تعليق تحت مراقبت قرار مي گيرد تا برحسن اجراي شرايط و ميزان موفقيت تعليق و بازسازگاري مجرم نظارت لازم صورت گيرد. اين اهرم را مي توان نوعي اقدام تاميني نام نهاد چون هدف اصلاحي و جلوگيري از ارتكاب جرم در آينده را دنبال مي كند . هزينه كم استفاده از تعليق مراقبتي و رضايت بخش بودن آن براي درمان مواد مخدر از دلايل اقبال به اين روش است .
تعليق مراقبتي فشرده نوع ويژه اي از تعليق همراه با نظارت شديد است كه بيشتر در خصوص مجرمان معتاد به مواد مخدر به كار مي رود اين روش مستلزم سطح بالایي از تماس مجرم با ماموران اصلاح و مراقبت و نيز اعضاي جامعه است. اين مجازات از زندان خفيف تر و از تعليق مراقبتي شديدتر است. اجراي اين طرح در ايران به پشت سر نهادن تجربه تعليق مراقبتي ساده وابسته است .
كار عام المنفعه از تدابير جديدي است كه در دو دهه اخير با موفقيتهايي در سطح كشورهاي مختلفي كه آن را وارد قوانين كيفري خود كرده اند روبرو شده است. اين نوع جايگزين بدليل اينكه در برگيرنده ارائه يك كار اجتماعي و به نفع همگان است با پذيرش بيشتر مجرمان روبرو مي شود. گزينش مناسب نهادها يا افرادي كه محكومان به آنان واگذار شده اند از جمله مهمترين شرايطي است كه در موفقيت اين جايگزين موثر است. بنظر مي رسد كه با توجه به نياز جامعه به كارهاي عام المنفعه و ساختار و سازمان نهادهاي اجتماعي در كشور و احتمال پذيرش عمومي شرايط و بسترهاي لازم فرهنگي واجتماعي براي پذيرش اين نهاد فراهم است .
جزاي نقدي از ديگر جايگزينهاي زندان است كه در بسياري از كشورها از جمله ايران استفاده فراوان شده است . جريمه هاي روزانه با توجه به وضعيت اقتصادي نامساعد محكومان در ايران مي تواند با موفقيت همراه باشد. افزون برآن از زنداني شدن شمار بسياري از محكومان به جزاي نقدي به علت فقر مالي جلوگيري مي شود .
حبس در منزل و نظارت الكترونيكي به عنوان جايگزين جديد زندان هنوز با پذيرش همگاني در كشورها روبرو نشده است. با توجه به اينكه حبس در منزل مستلزم نظارت الكترو نيكي است ايجاد پايگاههاي الكترونيكي مجهز و خريد تجهيزات لازم نيازمند بودجه كلان است. حبس در منزل در برخي از جرمهاي مهم كه محکوم عليه داراي شخصيت اجتماعي برجسته است
مي تواند مؤثر باشد.
پادگانهاي آموزشي _ اصلاحي كه در آمريكا و با توجه به پيشينه تاريخي آن در اين كشور ايجاد شده است بدليل تاكيد بر بعد نظامي گري و اجبار و نيز به جهت هزينه بالايي كه مي تواند بر جامعه كنوني ايران تحميل كند احتمالاً
نمي تواند همراه با موفقيت باشد. ولي مي توان جنبه هايي ازاين روش را كه مبتني برالزام معتادان و مجرمان معتاد به ورزش و انجام كارهاي بدني براي آساني ترك اعتياداست در ساير مراكز بازپروري استفاده كرد .
نتيجه گيري :
افزايش جمعيت كيفري زندانها كه هم اكنون دغدغه مسئولين قضايي كشور مي باشد علاوه بر تحميل هزينه هاي گزاف موجب تراكم يیش از حد زندانيان و بروز آسيب و رفتارهاي پر خطر در زندان مي گرددكه اين نيز خود به تدابير علمي و تخصصي نيازمند مي باشد.
كشف راهكارهاي كاهش وقوع جرم و كاهش ورودي ها به زندان يك عزم ملي در مقوله كاهش جمعيت كيفري را مي طلبد كه بايد از طريق انجام مجموعه اقدامات علمي در قالب كميته هاي تخصصي قدم برداشت. هدف كلي در اين خصوص اجرايي نمودن بند ۱۴ از مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص كاهش استفاده از مجازات زندان در بخش قضايي مي باشد و بايد قبل از هرگونه اقدام در اين زمينه نكاتي را مد نظرقرارداد ازجمله
مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱_ ايجاد يك اتحاد ملي در زمينه كاهش استفاده از مجازات زندان از طريق مشاركتهاي علمي و اخذ نظرات مسئولين قضايي ، كارشناسان وآخرين دستاوردهاي علمي پيرامون اين موضوع
۲_ فرهنگ سازي در جامعه و ايجاد آمادگي در پذيرش استفاده از جايگزين ها
۳_ ارتقا سطح آگاهي قضات ، دست اندركاران قضايي وكاركنان سازمان زندانها
۴_ ايجادتغييرات وپالايش قوانين مرتبط با زندان واستفاده از جايگزين ها
۵_ اطلاع رساني وتبليغات به گروههاي هدف در خصوص آثار و پيامدهاي مجازاتهاي زندان

محسن فلاحتي محمدي

مسئله مربوط به آسیبهای اجتماعی از دیرباز در جامعه بشری مورد توجهاندیشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنه نیازمندیها ، محرومیتهای ناشی از عدم امکان برآورده شدن خواستها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدیدو دامنه‌دار فساد ، عصیان ، تبهکاری ، سرگردانی ، دزدی و انحراف جنسی و دیگر آسیبهاشده است.

هر چند اکثر مشکلات اجتماعی انواعی تکراری در طول نسلهای مختلفهستند، اما چنانکه مشاهده می‌شود برخی از این انواع در برخی نسلها اهمیت بیشتریپیدا کرده است و حتی برخی انواع این آسیبها در نسلهای بعدی زاده شده‌اند. از سویدیگر از آنجایی که یکسری علل غالب در هر جامعه وجود دارند که نسبت به سایر عللاهمیت بیشتری در بروز آسیبها دارند، هر چند از انواع متمایز آسیبها سخن می‌رود، اماعمدتا همپوشیهایی بینآنها دیده می‌شود.

تعاریف و مفاهیم آسیب اجتماعی

*** آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیررسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منع قانونی یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبه رو می گردد. به همین دلیل، کجروان سعی دارند کجرویهای خود را از دید ناظران قانون، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان کنند زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی، تکفیر اخلاقی و طرد اجتماعی مواجه می شوند.

 *** آسیبهای اجتماعی پدیده هایی واقعی، متغیر، قانونمند و قابل کنترل و پیش گیری اند. کنترل پذیری آسیبهای اجتماعی شناخت علمی آنها را در هر جامعه ای برای پاسخ به پرسشهای نظری و عملی و کاربردی از ایده ها و یافته های علمی تولید شده در برنامه ریزی های کوتاه و بلند مدت برای مقابله صحیح با آسیبهای اجتماعی، درمان یا پیشگیری از گسترش و پیدایش آنها را ضروری و پر اهمیت می سازد.

*** “آسیب اجتماعی” از جمله واژه هایی است که بسیاری، آن را در مفهومی مترادف با “کجروی” به کار برده اند و تعبیر “آسیب شناسی اجتماعی” هم بر همین اساس، به عنوانی رایج برای مطالعه علمی و اجتماعی این پدیده بدل شده است. اما به نظر برخی محققان انتخاب این واژه برای کجروی، ریشه در “مشابه انگاری” جامعه با جسم انسان دارد و “ناهمسازی های” موجود در جامعه را، در تعبیری مشابه با ناهمسازی در کارکردهای اعضای بدن، آسیب نام نهاده است. این ایده همچنین سبب شده است تا به تبع علوم زیستی که در میان آنها “آسیب شناسی(پاتولوژی)” وظیفه ریشه یابی بیماریهای تنی را بر عهده دارد، در قلمرو جامعه شناسی نیز نام “آسیب شناسی اجتماعی” بر حوزه مطالعه بی نظمی ها و نابسامانیهای اجتماعی نهاده شود.

 از سوی دیگر، پیش فرض اساسی این مفهوم، اصالت وضع موجود و اختلال و غیرطبیعی محسوب داشتن امور نامتناسب با آن است یعنی دیدگاهی محدود و متناسب با یک نظریه خاص. این محدودیت در جمع با درونمایه ارزشگذارانه آن، سبب شده است تا محققان از دو تعبیر “آسیب اجتماعی” و “آسیب شناسی اجتماعی” روی بگردانند; تا آنجا که کوهن از آن دو با عنوان “مفهومی نسبتا” منسوخ” یاد می کند.

*** آسیبهای اجتماعی پدیده هایی متنوع، نسبی و متغیرند. پرخاشگری و جنایت، خودکشی، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، روسپیگری، جرایم مالی، اقتصادی و سرقت نمونه هایی از آسیبهای اجتماعی جامعه امروزی ایران اند که کم و کیف آنها بر حسب زمان و مکان (یعنی، حال نسبت به گذشته و در شهرها نسبت به روستاها) تغییر می کنند. بنابراین، آنچه امروز در یک جامعه خاص آسیب یا کجروی تلقی می شود ممکن است فردا در همین جامعه یا همین امروز ولی در جامعه ای دیگر آسیب یا کجروی شناخته نشود.

 *** آسیب شناسی اجتماعی مطالعه آسیب های وارد شده به جامعه و گروه های انسانی است. آسیب شناسی اجتماعی شاخه ای در روانشناسی اجتماعی و علم مطالعه و بررسی ریشه های بی نظمی اجتماعی، درد، و نابسامانیهای آن و شیوههای پیشگیری و درمان آن است.

 *** آسیب شناسی عبارت است از” مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی ها در ارگانیسم “. در پزشکی به فرآیند و علت یابی بیماری ها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه (نظریه اندام وارگی) می توان آسیب شناسی اجتماعی را “مطالعه و ریشه یابی بی نظمیهای اجتماعی” تعریف کرد.

 *** در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاری ها و آسیبهای اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، طلاق، ولگردی، گدایی و… همراه با علل و شیوههای پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است. در واقع آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه نابهنجاریها و آسیبهای اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، طلاق، ولگردی، گدایی و غیره همراه با علل، آثار و عوارض، شیوههای پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است. به عبارت دیگر آسیب شناسی اجتماعی مطالعه خاستگاه اختلال ها و بی نظمی ها و نابسامانیهای اجتماعی است. اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود، کجروی پدید می آید و رفتار آسیب می بیند. مطالعه علمی اینگونه نابسامانیها و نارسائیها را در جامعه انسانی آسیب شناسی اجتماعی می گویند. آسیب شناسی اجتماعی در مفهوم متعارف آن عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی ها در کالبد و ارگانیسم اجتماعی. به عبارت دیگر آسیبهای اجتماعی مطالعه بی سازمانی ها و نابسامانیهایی است که در بستر اجتماع به دلایل مختلف به وجود می آید. این اصطلاح ارتباط تنگاتنگی با واژه انحرافات اجتماعی دارد به طوری که حتی در بعضی موارد این دو واژه به جای یکدیگر به کار می روند. در واقع آسیبهای اجتماعی محدوده وسیعتری را در بر می گیرد و شامل انحرافات اجتماعی نیز می شود.

*** آسیب شناسی اجتماعی عبارت است از شناخت علمی اختلالات، بی نظمیها و مشکلات اجتماعی و موضوع این علم دردها، نابسامانیها، جرایم و جنایات، فقر، اعتیاد، فحشا، الکلیسم، خودکشیها، خصومت طبقات و گروه های اجتماعی است که بر اساس مدرک و معیار معین آن را انحراف یا کجروی خوانده اند.

 *** آسیب شناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که بین بیماری های عضوی و آسیب های اجتماعی (کجروی ها) قائل می شوند. واژه آسیب شناسی از دیدگاه پزشکی به فرآیند ریشه یابی بیماری ها گفته می شود، اما به سبب اینکه گاهی تشخیص بیماری از سلامتی دشوار است، لذا جامعه شناسانی که این واژه را وام گرفته و از آن “آسیب شناسی اجتماعی” ساخته اند، به سختی قادرند بگویند که در جامعه مرزهای تثبیت شده هنجارهای فرهنگی چگونه است. با این همه این نکته مسلم است که اگر هنجار پذیرفته شده از سوی افراد جامعه نادیده گرفته شود، آنگاه کژرفتاری به وجود می آید و کردار و رفتار انسان شکل و شمایل بیماری به خود می گیرد.

*** آسیب شناسی در علوم اجتماعی مشابهت خاصی با آسیب شناسی در علم پزشکی دارد. همچنان که مطالعه بیماری جسمی برای حفظ سلامت جسمی ضروری است، سلامت اجتماعی نیز ممکن نیست بدون معرفتی گسترده تر و مشخص تر نسبت به بیماری اجتماعی و با اطمینان پایدار بماند. آسیب شناسی عمومی در پزشکی می آموزد که بسیاری از بیماریها ویژگیهای مشترک زیادی دارند و فرآیندهای مرضی گوناگون و همچنین بیماریهای خاصی برای بحث و بررسی وجود دارد.

 در آسیب شناسی اجتماعی، رابطه متقابل بین طبقات نابهنجار، از مهم ترین واقعیتهاست.

 آسیب شناسی اجتماعی اگر شناخت دقیقی نسبت به واقعیتها، اصول و راههای حل مشکلات اجتماعی که به کشف ابزار برطرف کردن علل اجتماعی بیماری منتهی می شوند، ارائه نکند، کار بی فایده ای خواهد بود. راههایی که بتوان افراد ضعیف را به لحاظ اجتماعی طوری تقویت کرد که در نهایت و دست کم به عنوان هدفی مطلوب پیکری اجتماعی و سرشار از سلامت در اذهان آنها وجود داشته باشد که در آن حتی یک موجود زنده پیدا نشود که در جریان عمومی سلامت و قدرت جامعه شریک نباشد. خودکشی، اعتیاد، فحشا و… را می توان از انواع آسیبهای اجتماعی تلقی کرد. آسیب اجتماعی به وقایع، پدیدهها و فرآیندهایی اطلاق می شود که هر جامعه مفروض در زمان معین با رجوع به مجموعه ارزشهای مورد باور خود غیرمنطقی تلقی می کند و آنها را مخل نظم جامعه در زمان معین و لحظههای مشخص می پندارد و با بار منفی همراه است. رویکرد آسیب شناسی، تفکرات جامعه شناسان آمریکایی متقدم را درباره مسائل اجتماعی سازمان داده و دست کم برای سال های طولانی، رویکرد با نفوذی بوده است. این رویکرد ریشه در تمثیل ارگانیک دارد و توجه اصلی آن به بیماری ها یا آسیبهای جامعه است. از نظر این رویکرد، مسائل اجتماعی تخلف از انتظارات اند. علت آنها ناکامی در جامعه پذیری تلقی گردیده که ابتدا به میراث ژنتیکی و سپس به محیط اجتماعی نسبت داده شده است. حاصل چنین ناکامی هایی، فرسایش اخلاقی و راه حل آن آموزش اخلاقی است.

 آسیب شناسان اجتماعی را می توان براساس مرحله زمانی، گرایش و سیاست آنها دسته بندی کرد. آسیب شناسان متقدم تر در سوگیری و سیاست، متمایل به محافظه کاری بودند. متاخران تمایل داشتند در جهت گیری ها و سیاستهای خود لیبرال یا رادیکال باشند. متاخرین آسیب شناسان هم به سنتزی از همه این رویکردها روی آورده اند و مشکل می توان گفت این رویکرد کدام جهت را در پیش خواهد گرفت یا نفوذ آن در آینده تا چه حد خواهد بود.

موضوعات مورد بحث در آسیب شناسی اجتماعی

آنچه روشن است اینکه بحث آسیب شناسی اجتماعی عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقیقات متعدد برای شناخت انواع این آسیبها و علل بروز آنها صورت می‌دهد و نظریاتی را برای حل آن مسائل پیشنهاد می‌کند.

بر این اساس زمینه‌هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه ، ویژگیهای اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. چرا که بررسی آسیبهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه‌ای یک جامعه میسر نخواهد بود.

چه چیزی به عنوان آسیب شناخته می‌شود؟ حدود و شخور آن چقدر است؟ عوامل زمینه ساز و علل آشکار کننده آن کدامها هستند؟ در کدام طبقات گسترش بیشتری دارند؟ در کدام سنین گسترش بیشتری دارند؟ توانایی جامعه برای کنترل و نظارت بر آنها چقدر است؟ از چه راههایی می‌توان به کاهش آنها مبادرت کرد؟ همه اینها سوالاتی هستند که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرند.

اهمیت آسیب شناسی اجتماعی

هر جامعه‌ای متناسب با شرایط خود ، فرهنگ ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می‌تواند مسیر حرکت جامعه را بسوی ترقی و تعامل هموار سازد، بطوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداوم آن عمل با ارائه راه حلهایی به سلامت جامعه کمک نماید. به عنوان مثال مسأله اعتیاد را در نظر بگیریم. این مساله هم به عنوان یک مشکل فردی و هم یک معضل اجتماعی مطرح است. روشن است در سطح اجتماعی منجر به از بین رفتن نیروها و انرژی بارآور جامعه می‌شود. شناسایی علل اساسی و کنترل آنها می‌تواند بسیاری از نیروهای از دست رفته جامعه را تجدید نموده ، در مسیر کار سالم جامعه هدایت کند.

شیوه عمل آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی همچون سایر حوزه‌های اجتماعی و عللی ، از شیوه عملی برای بررسی موضوعات مورد نظر خود استفاده می‌کند. به عبارتی برای مطالعه و بررسی علل ، زمینه‌ها و راه حلها در زمینه کجرویها و آسیبها ، هم از لحاظ ذهنی به صورت شناخت مفاهیم خاص و هم به کمک ابزار وسایل تحقیق عینی به صورت پژوهشهای علمی استفاده می‌شود. چنین پژوهشهایی پیرامون انحرافات اجتماعی به صورت تحقیق علمی به حدود ۸۰ –۹۰ سال پیش باز می‌گردد. البته در آن زمان این پژوهشها کمتر جنبه واقع بینانه داشته‌اند. ولی پس از مدتی پژوهشها بر شالوده‌ای صحیح‌تر استوار شد و تلاش شد از شیوه‌هایی که دقت و اعتبار بیشتری در برآورد مشکلات اجتماعی دارند استفاده گردد.

پرسشنامه‌های مختلف تهیه شد، شیوه‌های اعتبار یابی و استفاده از روشهای معتبر معمول شد و از اصول روش تحقیق که در علوم انسانی کاربرد مفیدی دارد استفاده گردید. به این ترتیب اطلاعات لازم در زمینه انواع انحرافات و مشکلات در سطح یک جامعه جمع آوری گردید. این فعالیتها سیر تکاملی خود را سیر می‌کند و همچون پیشرفت سایر علوم شیوه‌های متکاملتری برای بررسی و ارزیابی در زمینه آسیبهای اجتماعی بدست می‌آید.

ارتباط آسیب شناسی اجتماعی با سایر علوم

در وهله اول ارتباط کامل و نزدیک این حوزه با رشته علوم اجتماعی و جامعه شناسی کاملا واضح و روشن است. هر چند این حوزه عمدتا به عنوان یک شاخه میان رشته‌ای معرفی می‌شود، اما در واقع یکی از مباحث اساسی جامعه شناسی محسوب می‌شود. از سوی دیگر آسیب شناسی اجتماعی ارتباط بسیار نزدیکی با روانشناسی دارد. از آنجایی که عمل فردی و روانی نقش بسزایی در بروز جرم و انحراف دارند، آسیب شناسی اجتماعی از ارتباط نزدیکی با روانشناسی بهره می‌برد و تلاش می‌کنند در یافته‌ها و نظرگاههای آن برای بررسیهای خود مورد استفاده کند.

در این راستا یافته‌های روانشناسی اجتماعی کمکهای شایان توجهی در نظریات مربوط به آسیب شناسی اجتماعی داشته است. از سوی دیگر آسیب شناسی اجتماعی با علوم پزشکی ، حقوق ، روانشناسی و … ارتباط دارد. به عنوان مثال در بررسی پدیده‌ای با نام ایدز به عنوان یک معضل اجتماعی ، نظریات مربوط به آسیب شناسی اجتماعی در کنار اطلاعات پزشکی و اطلاعات روانشناختی قرار می‌گیرد. همچنین مددکاری اجتماعی از جمله شاخه‌هایی است که با آسیب شناسی اجتماعی در ارتباط است.

برخی از آسیبهای اجتماعی موجود در جامعه
وابستگی دارویی یا اعتیاد

اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوبیک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطلاق می‌شود که قطع آنناراحتیهایروانی یا اختلالات جسمانی ایجاد می‌کند. در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفیشناسایی و مطرح شده‌اند. این عوامل هر چه باشند (که البته در مباحث مربوط به علتشناسی حائز اهمیت هستند.) سرچشمه بسیاری مشکلات فردی ، خانوادگی و اجتماعی هستند. اعتیاد به سبب ویژگیهای ذاتی خود ، اغلب با سایر آسیبها همراه می‌شود و موجب هدررفتن نیروهای ثمربخش جامعه می‌شود.

انحرافات جنسی

غریزه جنسیهم می‌تواند منشأ بروز عالیتریننمودارهای ذوقی و هنری باشد و هم منشأ تشکیل بنیاد یک خانواده و هم منشأ بسیاری ازجرائم. عوامل مختلف محیطی و خانوادگی و اجتماعی سر منشأ بروز انواع انحرافات جنسیهستند. هر چند برخی از این نوع انحرافات مشکلاتی فردی هستند، ولی اکثر آنها به آنجهت که در ارتباط با فرد دیگر معنی پیدا می‌کنند عوارض اجتماعی را در بر خواهندداشت.

از سوی دیگر مبارزه با این دسته از آسیبها در برخی موارد نیازمندتغییرات اساسی اجتماعی است و لازم است تحولاتی کلی و برنامه ریزی‌های دقیقی جهت رفعآنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد وخانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. این دسته از انحرافات نیز اغلببا سایر آسیبها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکلات جدی می‌شوند. مثلبیماری ایدزکه با انحرافات جنسی ارتباطنزدیک دارد.

سرقت و دزدی

بطور کلی سرقت و دزدی هم از لحاظ عرفی و هم از لحاظ قانونی بهعنوان یک آسیب جدی محسوب می‌شوند. هر چند عوامل متعددی در بروز این مشکل شناختهشده‌اند، مثل فقر و بیکاری ، اعتیاد و شیوه‌های تربیتی ، اما باید توجه داشت مبانیشخصیت اهمیت ویژه در ارتکاب دزدی دارند. این افراد معمولا از لحاظ رشد اخلاقی درسطح خیلی پایین و ضعیف هستند و بطور کلی ثبات و استواری و قدرت تحلیل و تفکر دربارهپیامدهای رفتار خود را به قدر کافی ندارند. در مباحث مربوط به علل زردی به عللتربیتی تأکید فراوان می‌شود. الگوهای رفتاری خود والدین ، واکنشهای آنها دربارهدزدیهای کوچک دوران کودکی ، مسأله پول توجیهی و کمک به شناخت مسأله مالکیت در دورهکودکی در ارتباط نزدیک با رفتارهای دزدی بزرگسالی و نوجوانی دارند.

خودکشی

خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار می‌رود ولی ازآنجایی که فرد در اجتماع زندگی می‌کند و تأثیرات متقابلی همواره بین آنها برقراراست، به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. آمار خودکشی معمولا باسایر جرایم و آسیبها ارتباط پیدا می‌کند، بطوری که در میان گروههای مبتلا به اعتیادخودکشی بیشتر دیده می‌شود. همچنین در آسیبهای مربوط به انحرافات جسمانی بویژه درمیان قربانیان این انحراف خودکشی پدیده شایعی است. در میان بیماران روانی بویژهافسردگیهایشدید نیز اغلب خودکشی مسأله قابل توجهی است.

به هر حال خودکشیپیوندهایی با متغیرهای اجتماعی دارد بطوری که علاوه بر تأثیری که از شرایط اجتماعیرا نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارائه راهکارهای مناسب در بررسی مشکلات گروههای درمعرض خطر مثل معتادین و خانواده‌های آن ، بیماران روانی و خانواده‌های آنها ،خانواده‌های نابسامان و آموزشهای فردی در مواجهه با تغییرات اساسی روشهایی سودمندخواهد بود. در این راستا توجه به گروههای سنی که در معرض خطر بیشتری هستند و خودکشیدر میان آنها رواج بیشتری نسبت به سایر گروههای سنی دارد، مثل نوجوانان و جواناناهمیت زیادی دارد.

مهاجرت

مهاجرت علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی که دارد مستلزمتغییراتی خاص است که مطابقت و سازگاری با آنها اغلب مشکلاتی را برای فرد و جامعهایجاد می‌کند. به عبارتی علاوه بر اینکه مهاجرت در برنامه ریزیهای کلان اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی مشکلاتی را ایجاد می‌کند، مثل مهاجرت روستاییان به شهرها که خالیشدن روستاها از سکنه ، کاهش کشاورزی ، افزایش مشاغل کاذب و … را به دنبال داردموجب می‌شود، تا فرد برای سازگاری با تغییرات حاصل فشار زیادی را متحمل شود.

شوک فرهنگی یکی از عوارض حاصل از مهاجرت است که بااضطراب وافسردگی ، احساس جدا شدن و مسخ واقعیت و مسخ شخصیت مشخص است. تحقیقات نشان می‌دهد شیوعمشکلات روحی و روانی بین مهاجرین بخصوص در بین مهاجرینی که شرایط مقصد بسیار متفاوتاز شرایط مبدأ یا محل سکونت قبلی آنها بوده است شیوع بیشتری دارد. رایجترین اختلالعلائم پارانوئید یاسوء ظناست که به احتمال قوی به دلیلتفاوتهای آنان از نظر زبان ، عادات و آداب و رسوم ، چهره ، نوع لباس و غیره است.

بی ‌خانمانی

منابع فزاینده‌ای وجود مسائل ویژه‌ای را در افراد بی خانمانتأیید می‌کنند. چنین کسانی ممکن است در خیابانها سرگردان باشند یا به علل برخیبزهکاریهای دیگر که معمولا توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی ، اعتیاد و … درزندانها یا کانونهای اصلاح و تربیت بسر برند. در بین افراد بی خانمان دسته‌هایمختلفی از افراد دیده می‌شود، یک دسته شامل بیماران روانی شدید هستند که اغلب یامدتهاست از خانواده خود دورند یا بطور موقتی از خانه خارج شده‌اند. معتادین گروهدیگری از این افراد را شامل می‌شوند که معمولا مراحل عمیق اعتیاد خود رامی‌گذرانند.

کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافاتجنسی نیز مبتلا هستند دو دسته دیگر را در بین افراد بی خانمان تشکیل می‌دهند. بستهبه مکان جغرافیایی محله فقیر نشین شهر ، پارک شهر ، حومه شهر و نواحی روستاییخصوصیات این جمعیت فرق می‌کند. برخی در محدوده جغرافیایی نسبتا ثابتی می‌مانند درحالیکه عده‌ای از یک قسمت کشور به بخشهای دیگر یا از منطقه شهر به مناطق دیگرمسافرت می‌کنند.

فقر

فقر در واقع مادر تمام آسیبهای اجتماعی است. فقر با بسیاری مسائل زیرپا از جمله ضعف تندرستی و افزایش مرگ و میر ، بیماری روانی ، شکست تحصیلی ، جرم ومصرف دارو رابطه دارد. هر چند خود فقر بطور ذاتی یک مشکل و آسیب است، اما این لزومابه این معناست که تمام افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند. افرادی نابسامان و مشکلساز برای اجتماع هستند. مشکلات اقتصادی ، عدم تأمین نیازهای جسمی و روانی اغلبزمینه‌ای برای بروز و ظهور مشکلات اجتماعی دیگری است.

بیکاری

بیکاری معضل اجتماعی دیگری است که هم آسیبهای جدی فردی و همآسیبهای قابل ملاحظه اجتماعی را در دامن دارد. بیکاری بویژه در نسل پر انرژی و جوانکه انرژی و قدرت و نیروهای آنها راکد و بی‌مصرف باقی می‌ماند نمود بیشتری پیدامی‌کند و زمینه را برای انوعانحرافات اجتماعیفراهم می‌سازد. وجودفرصتهای همیشه خالی ، عدم تحمل بیکاری ، فقدان قدرت تأمین نیازها به دلیل نداشتندرآمد، زمینه‌هایی آماده برای کاشت بذر جرم و انحرافات می‌باشند.

اعظم مسن آبادی

مدیر مرکز مراقبت بعد از خروج زندانیان اراک