هنر ایجاد انگیزه

هنر ایجاد انگیزه

نویسنده: دکتر فهیمه فتحعلی لواسانی
هدف ما ، آموزش مهارت‌هايي به شماست تا ” اگر خواستيد” از آنها استفاده کنید و تغييرات مثبتي را در زندگي خود ايجاد كنيد. شايد با خود فكر كنيد براي تغيير، به منابع بيروني مثل پول، حمايت خانواده و اقوام و … احتیاج داريد. كاملاً درست است، ولي اولين و شايد مهمترين قدم براي تغيير، بستگي به چيزي در درون خود شما دارد. يعني يك منبع دروني خيلي مهم كه در همه ما وجود دارد. فقط كافي است آن را در درون خود پيدا و تقويت كنيد. اين منبع دروني، همان انگيزه است.
اگر بخواهيم انگيزه را تعريف كنيم، مي‌توانيم بگوييم “انگيزه، يك نيروي محركه دروني براي انجام رفتار يا كار خاصي است”.
انگيزه در ايجاد تغيير نيز اهميت زيادي دارد. اصولاً تغيير سبك زندگي و عادات روزمره كار سختي است و داشتن انگيزه قوي براي ايجاد چنين تغييراتي يك امر ضروري است. براي مثال فرض كنيد كه اضافه وزن زيادي داريد يا متوجه مي‌شويد كه مبتلا به بيماري قند شده‌ايد و نبايد يك سري غذاها را بخوريد. شايد اگر انگيزه كافي براي بهبود وضعيت سلامتي‌تان نداشته باشيد، خيلي سخت باشد كه از خوردن شيرينی و يك سري غذاها- بخصوص اگر دست پخت خود يا همسرتان نيز خيلي خوب باشد- بگذريد.
چه عواملی بر انگیزه تاثیر می گذارد؟
چيزهايي كه مي‌توانند ايجاد انگيزه كنند، در افراد مختلف و حتي در سنين مختلف فرق مي‌كند. براي مثال ممكن است چيزي كه در شما ايجاد انگيزه مي‌كند، در هم اتاقي تان تأثير كمي داشته باشد و يا چيزي كه ۲۰-۱۰ سال قبل در شما ايجاد انگيزه مي‌كرد، حالا ديگر چندان مؤثر نباشد. ولي با وجود اين تفاوت‌ها، يك سري موارد هست كه معمولاً در اغلب‌افراد مي‌تواند انگيزه ‌ايجاد‌كند مانند: کسب قدرت، پول، میل به پیشرفت و … .
ولي در كنار چيزهايي كه مي‌تواند در ما ايجاد انگيزه كرده و يا انگيزه ما را افزايش دهد، بعضي چيزها هم هست كه انگیزه ما را ضعيف كرده و يا حتي از بين مي‌برد. مانند : انتقادها، ترس، احساس شکست و … .
هنر ایجاد انگیزه
اهداف شما در زندگي چيست؟ اهداف مهمي كه براي آينده خود، پس از آزادي و يا حتي در باقيمانده مدت محكوميت داريد چه هستند؟ براي رسيدن به اين اهداف، چه تغييراتي را بايد در زندگي خود ايجاد كنيد؟ اين تغيير مي‌تواند تغییر يك عادت، تغيير دوست و رفيق‌ها و يا ساير تغييراتي باشد كه به شما كمك مي‌كند كه به اهداف خود دست يابيد.
برخي از زندانيان اهداف مهم خود را اين موارد ذكر كرده‌اند مانند : آشتی با همسر، یک زندگی آرام، ارتباط بهتر با مردم، ادامه تحصیل، جلب اعتماد دوباره خانواده .
مثلاً فرض كنيد مواد مصرف مي‌كنيد و مي ‌خواهيد آن را ترك كنيد. چطور انگيزه خود را براي صرفنظر كردن از حالت‌ هاي خوشايند پس از مصرف مواد، تقويت مي‌كنيد؟ يا وقتي در جمع دوستانتان هستيد و آنها شما را ترغيب مي‌كنند كه مواد مصرف كنيد، چطور انگيزه خود را براي مصرف نكردن حفظ مي‌كنيد؟ يا اگر هدف شما خلاف نكردن و برنگشتن به زندان است، چطور در مقابل پيشنهاد هم بندي‌هاي سابق‌تان براي بدست آوردن مبالغ قابل توجهي پول از طريق قاچاق مواد يا جعل سند، مقاومت مي‌كنيد؟ بخصوص وقتي كه به هر دري زده‌ايد كه يك كار و كاسبي سالم براي خود راه بيندازيد، با درهاي بسته مواجه شده‌ايد.
درست است، اصلاً كار ساده و آساني نيست، ولي انگيزه قوي همين جاست كه به درد مي‌خورد و گرنه ممكن است تصميمي بگيريد و با اولين مانع، دوباره كارهاي قبلي خود را تكرار كنيد. ولي وقتي انگيزه قوي براي انجام يك كار داشته باشيد، هيچ كس و هيچ چيز نمي‌تواند به راحتي شما را منصرف يا دلسرد كند.
اهداف خود را بشناسيد
اهدافي را كه برايتان مهم است مشخص كنيد. هدف، چيزي است كه مي‌خواهيد به آن دست پيدا كنيد و رسيدن به آن احتیاج به تلاش و برنامه ریزی دارد. اين اهداف، ممكن است انجام يك كار يا رفتار جديد، تغيير يك رفتار يا عادت قبلي و يا رسيدن به شرايط و وضعيت خاصی باشد.
اگر در پيدا كردن اهداف خود مشكل داريد، به آينده فكر كنيد، مثلاً به چند ماه يا چند سال پس از آزادي، دوست داريد در چه شرايطي باشيد؟ دوست داريد خودتان را در چه وضعيتي ببينيد؟ دوست داريد زندگيتان در مقايسه با امروز يا گذشته چه تفاوتي كرده باشد؟
تعیین هدف اصلا کار راحتی نیست. گاهی ممکن است اهدافی را برای خود تعیین کنید که بعدها متوجه شوید که اصلا هدف درست یا مناسبی نبوده است و باید هدف دیگری را جایگزین آن کنید.بنابراین وقتي می خواهید اهداف خود را در زمينه‌هاي مختلف مشخص ‌كنيد به چند موضوع توجه داشته باشيد:
۱)اهداف خود را روشن و دقيق تعريف كنيد. مثلاً من مي‌خواهم آدم بهتري شوم، خیلی كلي است و دقيق نيست. منظور از بهتر بودن چيست؟ ترك مواد، خلاف نكردن، خط كشيدن دور بعضي دوست و رفيق‌ها و … وقتي هدف خود را كاملاً دقيق و روشن تعريف مي‌كنيد، هدف قابل دسترس بنظر مي‌رسد و انگيزه شما براي تلاش جهت رسيدن به آن افزايش پيدا مي‌كند. ولی وقتی هدف شما واضح و روشن نیست آن وقت نمی دانید برای رسیدن به آن چکار باید انجام دهید و بنابراین ممکن است در همان اول کار انگیزه خود را از دست بدهید و مایوس و ناامید شوید.
۲) اهداف شما باید کاملا متناسب با توانایی ها و استعدادهای شما باشد. برای مثال آیا هدف قهرمان دو کشور شدن برای کسی که بیماری قلبی یا تنفسی دارد هدف مناسبی است؟ وقتی اهداف شما خیلی بالاتر از توانایی ها و استعدادهایتان است آن وقت ممکن است خیلی زود انگیزه خود را از دست داده و یا وقت و تلاش زیادی را صرف رسیدن به یک هدف غیرممکن کنید. از طرف دیگر اگر اهدافتان خیلی پایین تر از توانایی هایتان باشد ممکن است انگیزه لازم برای دستیابی به آن را داشته باشید و به این اهداف هم برسید ولی اشکال کار اینجاست که خود را از پیشرفت ها و موفقیت های بیشتر محروم کرده اید.
۳)اهدافي را انتخاب كنيد كه رسيدن به آن به تلاش خود شما بستگي داشته باشد. مثلاً اين هدف كه پس از آزادي ديگران دست من را بگيرند و زندگيم را سر و سامان بدهند، هدف خوبي نيست، چون رسيدن به آن بيشتر به انگیزه و خواست ديگران بستگي دارد تا خود شما.
وقتی اهدافی را برای خود تعیین می کنید که رسیدن به آن مشروط به کارهایی است که دیگران باید انجام دهند آن وقت فقط باید دست روی دست بگذارید و ببینید که آیا این دیگران شما را به اهدافتان می رسانند یا نه. البته شما می توانید- و گاهی کاملا ضروری است- از دیگران کمک بگیرید ولی کار اصلی را باید خودتان انجام دهید.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *