لزوم اصلاح الگوهای ذهنی بزهکاران کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان

لزوم اصلاح الگوهای ذهنی بزهکاران کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان

کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان در دو دهۀ گذشته مرکز توجه سازمانهای بین المللی و نمایندگان کشورهای خارجی بوده که موفقیت عملکرد این نهاد در مواجهه با اطفال بزهکار بی تردید از عمده دلایل این امر است. تلاش جدی در زمینه اصلاح باورهای گذشته با تاکید بر کرامت انسانی، سهم بسزایی در این مهم دارا است.
بزهکاری اطفال، معلول عوامل
بی شماری است که از آن جمله می توان به فقر، محیط ناسالم، از هم گسیختگی خانواده، بدسرپرستی یا بی سرپرستی آنان اشاره نمود. نابسامانی ها و شکست واحد خانواده، به همراه قدرت تلقین پذیری بالای کودک در این رابطه از اهمیت بالایی برخوردار است. تلاش برای بازگشت مجدد کودک بزهکار به روال عادی زندگی از آنجا ضرورت
می یابد که سرنوشت آینده جامعه در گرو تربیت کودکانی سالم است. افزایش بزهکاری در میان کودکان و کاهش سن ارتکاب جرم، خطر پیدایش مجرمانی حرفه ای را در آینده ای نزدیک بدنبال خواهد داشت . الگوهای ذهنی ، باورها، اعتقادات ، توان تجزیه و تحلیل شرایط محیطی ، استدلال و استنتاج در کودکان بسیار محدود بوده و به شدت مبتنی بر پایه الگوهای فرا گرفته شده قبلی است. جرائم ارتکابی اطفال در میان پسران عمدتاً بر اساس اولویت به سرقت – ضرب و جرح عمدی و خرید و فروش مواد مخدر یا استعمال آن طبقه بندی می شود که البته در میان دختران این دسته بندی بصورت ارتکاب اعمال منافی عفت، سرقت و خرید و فروش مواد مخدر است.
مصلحت اندیشی در برخی اوقات وجود نداشته و تصمیمات لحظه ای یا هیجانات روحی در برخی اوقات موجب می شود حتی خود کودک بزهکار دقیقا نداند به چه دلیل مرتکب جرم شده است . اگر از آنان سوال شود در لحظه ارتکاب جرم چه حالت روحی داشته اند به خشم مفرط یا میل به انتقام و یا رهایی از ترس در مقابله با تحقیر صورت پذیرفته اشاره می کنند . روش برخورد سیستم عدالت کیفری در تمامی دنیا با آنان نه سختگیرانه که توام با ملاطفت و تقریبا همراه با تسامح است.گواه این مدعا در اولین قدم، استفاده از لفظ مدد جو بجای مجرم است .اگر دقت کافی در اصلاح آنان صورت نپذیرد پس از آزادی و بازگشت به محیط های قبلی در مرتبه های بعد با عزم جدی تر و بسیار خطرناک و حرفه ای تر مرتکب جرایم شده و همانند بمبی متحرک در اجتماع آزادانه جولان خواهند داد.
بذل اهتمام برای اصلاح آنان مستلزم صرف هزینه و انرژی زیادی است .تقریبا تمامی حکومتها تمایل واقعی به حفظ این سرمایه های انسانی بجای واپس زدن و طرد آنان دارند.البته انجام این مهم بدون شک از توان یک نهاد دولتی به تنهایی خارج بوده و نیازمند همیاری بخش خصوصی نیز خواهد بود .
لذا تحمیل هزینه های بسیار زیاد و تبعات منفی ناشی از ارتکاب بزهکاری در جامعه بطور عام مشتمل بر انواع اقدامات مجرمانه موجبات تحمیل تاوان فراوان بر اجتماع است. بدین مفهوم که حتی در جرائم صرفاً با جنبه های خصوصی به لحاظ الزام جامعه در امر تعقیب کیفری مجرم، امر دادرسی، فعالیت ضابطین قضایی و عملکرد محاکم، بار مالی بسیار فراوانی بر جامعه تحمیل می کند. در هر اجتماعی کودکان نقش بسیار مهمی در تأمین آینده کشور دارا هستند و افزایش بزهکاری و ناتوانی در کنترل و مهار آن در میان اطفال تبعات منفی فراوانی به بار خواهد آورد. شعار قانونگذار در این خصوص اینست: «پیشگیری بهتر از درمان می باشد.»
وضع قوانین مساعد و صرف هزینه و نیرو و تلاش تخصصی برای تغییر ذهنیت و باورهای اینگونه کودکان بدین جهت حائز اهمیت است که بی دقتی و
بی مبالاتی در این امر بدون تردید موجبات پیدایش مجرمانی حرفه ای و تحمیل هزینه هایی به مراتب سنگین تر بر جامعه در آینده خواهد داشت.

نتیجه
جرائم ارتکابی اطفال در میان پسران عمدتاً بر اساس اولویت به سرقت – ضرب و جرح عمدی و خرید و فروش مواد مخدر یا استعمال آن طبقه بندی می شود که البته در میان دختران این دسته بندی بصورت ارتکاب اعمال منافی عفت، سرقت و خرید و فروش مواد مخدر است. در مقابله با عمده دلیل ارتکاب بزه یعنی تحقیر، تاکید بر کرامت انسانی و بازپروری شخصیت کودکان کمک شایانی می نماید . این امر از آنجا حائز اهمیت است که بی دقتی در این زمینه موجبات پیدایش مجرمان خطرناکی در آینده خواهد شد. از سوی دیگر انجام روشهای تربیتی که در کانون صورت می پذیرند مستلزم صرف
هزینه های بسیار زیادی است که
می بایست قانونگذار با وضع قوانین مناسب امکان جذب سرمایه های بخش خصوصی را فراهم آورد.

پیشنهاد
در برخورد با معظل بزهکاری کودکان، آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است بذل اهتمام و جدیت در بازپروری و اصلاح مجدد اطفال وارانه الگوهای صحیح تربیتی است. چون صرف هزینه های نسبتاً گزاف مانع بسیار مهمی در انجام این مهم است. اهتمام بخش خصوصی ضرورت فراوانی داشته و پیشنهاد می گردد در انجام هرگونه کمک و مساعدت به اطفال بزهکار از طریق مرکز مراقبتهای پس از خروج که از تجربیات بالایی برخوردارند اقدام شود. قانونگذار به تشدید مجازات افرادی که در خصوص کودکان بدسرپرستی نموده اند اهمیت خاص نشان داده و در برابر اطفالی که ناخواسته در ورطه بزهکاری گرفتار شده اند سیستم عدالت کیفری مسئولیت بیشتری احساس کند. نقش سازمانهای مردم نهاد در انجام این امور بسیار حیاتی است که نیازمند تلاش گروه های متخصص جهت جلب اعتماد هرچه بیشتر آنان است. به نظر این امر نیازمند آموزشی است که افراد در برخورد با خیرین
می بایست به نکات آن به دقت اشراف داشته باشند، از جمله عدم سماجت، دعوت گروهی، دعوت در مناسبتها و تشخیص افراد خیر NGOهای کارآمد و استفاده از ظرفیتهای خیرین و موسسات خیریه در امر کمک به بهبود و توسعه کانونهای اصلاح و تربیت در کشور امری بسیار مهم است.
گردآورنده : رضا غلامپور سیگارودی

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *