تاثیرات محکومیت زندان بر خانواده ها و کودکان زندانیان

تاثیرات محکومیت زندان بر خانواده ها و کودکان زندانیان

نوشته یک مادر بی نام و نشان :
کودک شش ساله من نمی توانست بخوابد . او واقعا یک کشتی شکسته بود.
پس از مدتی، من مشکل را پیدا کردم که چه بود، کودکم به پدرش آموخت که می بایستی با نان و آب زندگی کرد.
اکثر تحقیقات بر تاثیر مستقیم محکومیت زندان بر کودکان تاکید می ورزند.
سه نوع ویژگی اصلی درمورد محکومیت زندان وجود دارند که می توانند مستقیما موجب مشکلات روانی اجتماعی برای کودکان بشوند.
ویژگی نخست، وجود تجربه جدائی و ضرر و زیان تحمل آن.
محققی بنام ” بولبی ” در سال ۱۹۷۳ به این مهم دست یافت که فرضیه پیوستگی چنین پیش بینی می کند که تخریب و از بین رفتن اتصال بین کودک و یکی از والدین می تواند از طریق جدائی باعث بروز مشکلات روانی اجتماعی برای کودکان بشود.
ویژگی دوم، چنانچه کودکان با مجرمیت والدین شان تعیین هویت شوند و از رفتار والدین خود تقلید نمایند، محکومیت زندان پدر یا مادر ممکن است باعث رفتار ضد اجتماعی در میان کودکان بشود.
در تحقیق ” ساکس ” در سال ۱۹۷۷، مطالعه کلینیکی درمورد ۸ نفر پسر که با پدرانشان در زندان بودند انجام شد که نشان داد بعضی از پسرها از جرائم پدران خود تقلید و پیروی نموده بودند.
ویژگی سوم، محکومیت والدین درمورد بلاتکلیفی و عدم قطعیت اینکه چگونه در طول محکومیت زندان با آنها رفتار می شود سر و کار دارد، کودکان ممکن است متحمل این ترس و وحشت بشوند که چه بر سر سعادت و رفاه
والدین شان خواهد آمد.
محققینی بنامهای ” براون ” در سال ۲۰۰۲، ” مک درموت ” و ” کینگ ” در سال ۱۹۹۲، ” پیرت ” و ” آسکوایث ” در سال ۱۹۹۲ دریافتند که انجام ملاقاتها
می تواند دربرگیرنده ویژگی سخت ناشی از سفر طولانی (برای انجام ملاقات)، مراحل بازرسی زندان، فقدان تماس فیزیکی درطول ملاقاتها و مشکل ترک والدین در زمان اتمام ملاقاتها باشند. لذا، امکان دارد که ملاقاتها بتوانند در واقع باعث بروز مشکلات بیشتری برای کودکان گردند.
سه نوع نفوذ احتمالا در تاثیرات محکومیت والدین بر کودکان وساطت می کند:
الف، کودکان می توانند با تغییرات مضاعف مراقبتی در طول محکومیت زندان والدین شان مواجه شوند و خود افراد مراقب احتمالا اضطراب و تنگدستی احساسی و مشکلات عملی را تجربه کنند.( ” استن تن ” در سال ۱۹۸۰)
بنابراین، احتمال دارد مادامیکه والدین در محکومیت بسر می برند، بسیاری از کودکان با کاهش کیفیت با ثبات نقش والدین (نقش والدین در مراقبت از اطفالشان) مواجه شوند.
محققی بنام ” لاون اشتاین ” در سال ۱۹۸۶ چنین گزارش نمود که هنگامیکه یکی از والدین در محکومیت می باشد، منابع شخصی مادران و خانوادگی در واقع دارای تاثیر بیشتری از خود جدائی بر سازگاری کودکان می باشد. (در اصل تاثیر محکومیت زندان بیشتر از تاثیر زمان جدائی والدین است)
ب) توضیح ارائه شده به کودکان درخصوص عدم حضور والدین آنان احتمالا دخالت و وساطت تاثیرات محکومیت زندان می باشد.
بررسی و مطالعات نشان می دهند که تقریبا به یک سوم از کودکان درخصوص محل تقریبی محکومیت پدرانشان دروغ گفته اند، به یک سوم سخنان بیهوده و به یک سوم هم کلیه موارد صحیح را متذکر شده اند.
آقای ” ریچاردز ” در سال ۱۹۹۴ دریافت که در کمتر از نیمی از خانواده های زندانیان تمام کودکان درباره محکومیت پدران و یا مادران خود می دانستند.
بر اساس اظهار نظر مرکز پژوهش اجتماعی و آموزشی در سال ۲۰۰۲، افراد مراقب غالبا به کودکان می گویند که یکی از والدین آنها در بیمارستان بستری می باشد و یا در ارتش و نیروی دریایی خدمت می کند و یا جهت سعی در محافظت از خودشان کارهای دیگری را انجام می دهند.
بااین وجود، محققین و گروه های حمایت کننده خانواده های زندانیان بطور مشترک در مورد اینکه کودکان بهتر است بجای فریب خوردگی یا پریشان شدن حقیقت را درباره محکومیت زندان والدین خود بدانند بحث و تبادل نظر
می کنند.
ج) محکومیت والدین می تواند کودکان را بسوی تجربه لکه ننگ محکومیت و آزار و اذیت شدن سوق دهد که این امر ممکن است تاثیرات زندان بر کودکان را فراهم نماید.
محکومیت والدین ممکن است هیچ گونه برچسب رسمی بر کودکان وارد نکند و آنها را وادار سازد که بمنظور جرائم شان تحت تعقیب قرار بگیرند.
تاثیرات غیرمستقیم زندان ممکن است به همان میزان تاثیرات مستقیم بر روی کودکان زندانیان حائز اهمیت باشد و بطور چشمگیری بایستی کنکاش ها و توجهات بیشتری به آن معطوف نمود.
تاثیرات تعدیل کننده (افرادمیانجی گر)
بدیهی است که واکنش های کودک بطور چشمگیری از نظر سنی، سفسطه و اغوا و رابطه قبلی با والدینش متفاوت است.
بفرض اینکه محکومیت والدین موجب کژسازگاری نمی شود، عواملی که با این تاثیر واکنش نشان می دهند بعنوان تعدیل کننده نامیده می شوند.
افراد میانجی گر می توانند درک کنند که چرا بعضی از کودکان زندانیان، بیشتر از بقیه حالت بیطرفانه دارند.
” ساک ” در سال ۱۹۷۷ اشاره نمود که پسران در سن ۶ الی ۱۲ سالگی افرادی هستند که احتمالا بیشتر در واکنش نسبت به محکومیت زندان والدین خود
تهاجم گر و پرخاشگر می شوند.
روابط فی ما بین کودک و والدین و اقدامات و عملکردهای مراقبتی قبل از محکومیت به زندان احتمالا برای تعدیل نفوذها بر واکنش های کودکان حائز اهمیت است.
فردی ممکن است چنین پیش بینی کند که اگر کودکان درگیری مثبتی را با والدین خود قبل از محکومیت آنان تجربه کرده باشند، می توانند برعکس بیشتر متضرر شوند.
برعکس کودکانی که روابط توهین آمیزی را تجربه کرده اند ممکن است از محکومیت والدین خود منفعت کسب کنند.
” ریچاردز ” در سال ۱۹۹۴ در تحقیقش اشاره می کند که محکومیت زندان مادران حادتر از محکومیت زندان پدران برکودکان تاثیر می گذارد که احتمالا بعلت این است که پدران قبل از محکومیتشان غالبا کمتر از مادران امور مراقبت از کودکان خود را عهده دار بودند.
بر اساس تحقیق ” مومولا ” در سال ۲۰۰۰، قبل از ورود به زندان، در مقایسه با ۴۴درصد از پدران آمریکائی، ۴۶درصد از مادران محکوم به زندان با کودکان خود زندگی می کردند.
واکنش های کودکان نسبت به محکومیت ممکن است به سابقه سطوح حمایت اجتماعی، رفتار ضد اجتماعی والدین، نوع جرم ارتکابی توسط یکی از والدین و احتمالا سابقه همسایگی بستگی داشته و متفاوت باشد.
” شوآرتز ” فرض نمود که در
همسایگی هایی که از نرخ های بالای محکومیت به زندان برخوردار هستند، کودکان می توانند بیشتر در موقعیت آزاد قرار بگیرند و کمتر احساس شرمندگی و لکه ننگ در رابطه با محکومیت والدین خود بکنند.
بااین وجود، لکه ننگ ممکن است در همسایگی هایی که دارای نرخ بالای محکومیت هستند بیشتر باشد و این بعلت این است که بسیاری از قربانیان جرم در این قبیل همسایگی ها زندگی می کنند.
محمد کریم سخنگو زندان مرکزی یاسوج

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *